امثال ۱

이 장은 아직 이 음성으로 녹음되지 않았습니다. 아래 본문은 ترجمه قدیم — Old Persian Version (1895) 전체이며, 낭독될 본문과 같습니다.

امثال سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل

به جهت دانستن حکمت و عدل، و برای فهمیدن کلمات فطانت.

به جهت اکتساب ادب معرفت آمیز، و عدالت و انصاف و استقامت.

تاساده دلان را زیرکی بخشد، و جوانان را معرفت وتمیز.

تا مرد حکیم بشنود و علم را بیفزاید. ومرد فهیم تدابیر را تحصیل نماید.

تا امثال وکنایات را بفهمند، کلمات حکیمان و غوامض ایشان را.

ترس یهوه آغاز علم است. لیکن جاهلان حکمت و ادب را خوار می‌شمارند.

‌ای پسر من تادیب پدر خود را بشنو، و تعلیم مادر خویش را ترک منما.

زیرا که آنها تاج زیبایی برای سر تو، و جواهر برای گردن توخواهد بود.

‌ای پسر من اگر گناهکاران تو رافریفته سازند، قبول منما.

اگر گویند: «همراه مابیا تا برای خون در کمین بنشینیم، و برای بی‌گناهان بی‌جهت پنهان شویم،

مثل هاویه ایشان را زنده خواهیم بلعید، و تندرست مانندآنانی که به گور فرو می‌روند.

هر گونه اموال نفیسه را پیدا خواهیم نمود. و خانه های خود را ازغنیمت مملو خواهیم ساخت.

قرعه خود رادر میان ما بینداز. و جمیع ما را یک کیسه خواهدبود.»

‌ای پسر من با ایشان در راه مرو. و پای خودرا از طریقهای ایشان باز دار

زیرا که پایهای ایشان برای شرارت می‌دود و به جهت ریختن خون می‌شتابد.

به تحقیق، گستردن دام در نظرهر بالداری بی‌فایده است.

لیکن ایشان به جهت خون خود کمین می‌سازند، و برای جان خویش پنهان می‌شوند.

همچنین است راههای هر کس که طماع سود باشد، که آن جان مالک خود را هلاک می‌سازد.

حکمت در بیرون ندا می‌دهد و در شوارع عام آواز خود را بلند می‌کند.

در سرچهارراهها در دهنه دروازه‌ها می‌خواند و در شهربه سخنان خود متکلم می‌شود

که «ای جاهلان تا به کی جهالت را دوست خواهید داشت؟ و تا به کی مستهزئین از استهزا شادی می‌کنند و احمقان از معرفت نفرت می‌نمایند؟

به‌سبب عتاب من بازگشت نمایید. اینک روح خود را بر شما افاضه خواهم نمود و کلمات خود را بر شما اعلام خواهم کرد.

زیرا که چون خواندم، شما ابانمودید و دستهای خود را افراشتم و کسی اعتنانکرد.

بلکه تمامی نصیحت مرا ترک نمودید وتوبیخ مرا نخواستید.

پس من نیز در حین مصیبت شما خواهم خندید و چون ترس بر شمامستولی شود استهزا خواهم نمود.

چون خوف مثل باد تند بر شما عارض شود، و مصیبت مثل گردباد به شما دررسد، حینی که تنگی وضیق بر شما آید.

آنگاه مرا خواهند خواندلیکن اجابت نخواهم کرد، و صبحگاهان مراجستجو خواهند نمود اما مرا نخواهند یافت.

چونکه معرفت را مکروه داشتند، و ترس خداوند را اختیار ننمودند،

و نصیحت مراپسند نکردند، و تمامی توبیخ مرا خوار شمردند،

بنابراین، از میوه طریق خود خواهند خورد، واز تدابیر خویش سیر خواهند شد.

زیرا که ارتداد جاهلان، ایشان را خواهد کشت و راحت غافلانه احمقان، ایشان را هلاک خواهد ساخت.

اما هر‌که مرا بشنود در امنیت ساکن خواهدبود، و از ترس بلا مستریح خواهد ماند.»